تبليغاتX
فرهنگ ایثـــار و شهــادت<
فرهنگ ایثـــار و شهــادت
ریاضت ما در سنگر بود نه در خانقاه...! دانشگاه شهادت...!
حقا که صیاد دلها بود...

امير صياد شيرازي
سربازي بي ادعا و خدوم

صبح بيست و يكم فروردين 1378 امير سپهبد علي صياد شيرازي در حال خروج از منزل بود كه منافقي كوردل در پوشش لباس رفتگر شهرداري امير صياد شيرازي را مورد هدف قرار داد تا شايد زخم عفونت زده كينه و شقاوت نفاق براي لحظه اي هم كه شده احساس التيام كند.

شهيد صياد شيرازي در سال 1323 متولد شد و در سال 1346 موفق به اخذ درجه كارشناسي از دانشگاه افسري گرديد و پس از طي دوره هاي تخصصي توپخانه به عنوان استاد در مركز آموزش توپخانه اصفهان مشغول به تدريس شد. وي هنگام اوج گيري انقلاب به سازماندهي نيروهاي انقلابي در ارتش پرداخت .

پس از پيروزي و در كوران غائله ضد انقلاب در كردستان صياد شيرازي به فرماندهي عمليات شمال غرب كشور برگزيده شد و به همراه شهيد چمران و ديگر رزمندگان اسلام با پاكسازي كردستان امنيت از دست رفته را بازگرداند او همواره مغضوب بني صدر بود پس از خلع بني صدر صياد شيرازي تلاش فراوان كرد تا هماهنگي هاي لازم بين ارتش و سپاه پاسداران را به وجود آورد و در اين رابطه قرارگاه مشترك سپاه و ارتش را راه اندازي كرد و خود فرمانده ارتش شد و در 9 مهر ماه 1360 به پيشنهاد شوراي عالي دفاع با حكم امام راحل به فرماندهي نيروي زميني ارتش منصوب شد و عمليات هاي متعددي را با هماهنگي سپاه با موفقيت انجام داد تا اينكه در 23 تيرماه 1365 به فرمان امام راحل به عضويت شوراي عالي دفاع منصوب شد و حضرت امام از تلاش هاي او تقدير نمودند و مرقوم داشتند: با تقدير از زحمت هاي طاقت فرساي سركار سرهنگ صياد شيرازي كه با تعهد كامل به اسلام و جمهوري اسلامي در طول دفاع مقدس از هيچگونه خدمتي به كشور اسلامي خودداري نكرده است و اميد است در آينده نيز در هر مقامي باشد، موفق به ادامه خدمت هاي ارزنده خود شود.»

وي در 18 ارديبهشت 1366 از سوي امام راحل به درجه سرتيپي ارتقا يافت و در مهرماه 1368 به درخواست رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح و موافقت مقام معظم رهبري به سمت معاونت بازرسي ستاد مشغول كار شد و در شهريور 1372 با حكم فرماندهي معظم كل قوا به سمت جانشين رئيس ستاد كل منصوب گرديد و در 16 فروردين 1378 همزمان با عيد خجسته غديرخم به درجه سرلشكري نائل آمد كه اين درجه با افتخار شهادت به سپهبدي ارتقا يافت .

مقام معظم رهبري به مناسبت شهادت اين سرباز بي ادعا و خدوم در پيام مهمي مرقوم فرمود: «سرزمين هاي داغ خوزستان و گردنه هاي برافراشته كردستان سال ها شاهد آمادگي و فداكاري اين انسان پاك نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه هاي دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود گذشتگي او حفظ كرده است .»

 

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در جمعه هجدهم فروردین 1391 ساعت 11:27 |

تبریک سال نو

 سلام

سلامی بهاری خدمت دوستان عزیز که همیشه من رو با نظرات مورد لطف خودشون قرار میدند. 

  ســـــــــال 1391  مــــــبـــارکـــــــــ  بـــــــــــاد 

 غـــروبـــــــ  غــمـت را بـــــه هــــر قـیـــمـتــی خـریـــدارم

چـــــون طـلـوع شـــــادیـــهـایــــت را ازصـــــمـــــیـم

قـــــــلــــبـــــــ  آرزومـــنــدم

 دلـت شـاد و لـبـت خـنـدان بـمـانـد
برایـت عـمـرجـاویـدان بـمـانـد
خــدا را مـیدهم سـوگـنـد بـرعـشـق
هـرآن خـواهـی بـرایـت آن بـمـانـد
بـپـایـت ثــروتـی افـزون بـریـزد
کـه چـشـم دشمنت حـیران بـمـانـد
تنت سـالم سـرایت سـبز بـاشـد
برایـت زندگـی آسـان بـمـانـد

تـمـام فـصـل سـالـت عــیــد بـاشـد

چـراغ خـانـه ات تـابـان بـمـانـد

 امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشید

        هــر  روزتــان  نــــوروز     

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در سه شنبه یکم فروردین 1391 ساعت 19:1 |

باید مردم را براى شركت در انتخابات تشویق كرد ( صحیفه امام ج‏20 ص 295 )

بسم الله الرحمن الرحیم

رحمت و رضوان خداوند بر حضرت امام خمینی که در آخرین روزهای زندگی پر از خیر و برکتشان با صلابت و هوشیاری کامل با بر کنار زدن مرحوم منتظری این انقلاب را از انحراف و شکست حفظ نمودند و ضربه ی محکمی برپیکره و تمام یاوه گوئیهای منافقین و لیبرالها که همه نوکری آمریکا را میکردند وارد نمودند و بعد از ایشان،با عنایات و توفیقات خداوند بحمدالله رهبر معزز انقلاب که در مکتب امام خمینی پرورش یافته اند با همان صلابت و بصیرت بدون کوچکترین اغماضی، همانگونه که ایشان فرمودند " که تا زنده هستم نخواهم گذاشت کوچکترین انحرافی در این انقلاب پیش آید" این انقلاب را رهبری وهدایت نموده اند وانشاء الله با عنایات و حمایتهای همه جانبه ی خداوند و امام زمان (عج) از ایشان و انقلاب و تبعیت کامل این مردم شریف و با بصیرت از رهبریهای داهیانه و عالمانه و شجاعانه، رهبر معزز،ایشان، نخواهند گذاشت که با ساده لوحی و بی بصیرتری افرادی ،این انقلاب به انحراف کشیده شود،و خائنین به اسلام و انقلاب ،ضربه ای باین مملکت و اسلام  ،وارد کنند .اما باعث تعجب است که چرا بعد از گذشت بیش از سی و سه سال از این انقلاب و دیدن آنهمه دشمنیهای آمریکا و اسرائیل و منافقین و لیبرالها که به گفته ی حضرت امام اینها از اسلام ضربه خورده اند،هنوز عده ای، راه مرحوم منتظری ساده لوح را در پیش گرفته و همان حرفها ی آن خبیثان از اسلام ضربه خورده را میزنند! البته جای تعجب نیست زیرا امام (ره) فرموده اند" تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام".لذا این امت بیدار و آگاه انشاءالله به کوری چشم دشمنان اسلام حسب وظیفه شرعی و عرفی و عقلی ، یکپارچه و منسجم در انتخابات آتی مجلس شرکت خواهد نمود تا امید کسانیکه چشم طمع به این انقلاب دوخته اند به نا امیدی تبدیل کند.در پایان لازم است که توجه امت شهید پرور و انقلابی ایران را به فرامین امام خمینی (ره) و امام خامنه ای جلب کنم :

«از آغاز انقلاب تا كنون، یكى از اهداف شوم و پلیدى كه همواره مورد توجه استكبار جهانى و نوكران خارجى و داخلى آنان بوده است دور كردن مردم از صحنه‏هاى انقلاب و گسستن پیوندهاى پولادین آنان با آرمانهاى اجتماعى- سیاسى اسلام بوده است؛ كه در راه تحقق آن به انواع حیله‏ها و ترفندهاى گوناگون متوسل شده‏اند؛ كه بحمد اللَّه سرشان به سنگ خورده است؛ و ملت پیروز و سرافراز ایران با نمایش قدرت عظیم خود در حوادث گوناگون انقلاب این حقیقت و واقعیت را به اثبات رسانیده و نشان داده‏اند كه از دریاى خروشان وحدت و انسجام آنان چیزى كم نشده و نخواهد شد. وجهانخواران ان شاء اللَّه تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گور خواهند برد »  صحیفه امام، ج‏21، ص: 10                    

«شما ائمه جمعه موظفید براى جلوگیرى از شیطنت‏هایى كه اینها مى‏كنند و مى‏گویند مردم اعراض كرده‏اند و در انتخابات شركت نمى‏كنند، مردم را به شركت در انتخابات دعوت كنید و مردم نیز ثابت كنند كه اعراض نكرده‏اند و با شركتشان در انتخابات ثابت كنند كه از اسلام رویگردان نیستند. اسلام چیزى نیست كه كسى بتواند از آن رویگردان باشد» صحیفه امام   ج‏17  ص 106»  

«و اما مسأله انتخابات آینده از اهم امورى است كه مسئولیت آن با همه ماست. و توجه دارید كه دشمنان اسلام در نظر دارند كارى بكنند كه انتخابات درست صورت نگیرد و از دست مسلمانها و متعهدین خارج شود ».صحیفه امام    ج‏18   ص 196   

« یکی از جاهائی که مردم میتوانند حضورشان را نشان دهند،همین انتخابات است،نه از حالا،از مدتی قبل شروع کرده اند؛که شاید کاری کنند که در این انتخابات، حضور مردم کم شود،میشنوید دیگر،میبینیدِّ؛حالا در آنمقداری که به گوش مردم میرسد،به چشم مردم میرسد،در مطبوعات و در رسانه های گوناگون،دشمنان ما از پیاده نظامشان که همه جا پخشند،اینجاهم هستند،بیرون هم هستند،همه تلاششان این است که کاری کنند که مردم در این انتخابات شرکت نکنند،من با تجربه ای که از رفتار این مردم دارم،و به اعتمادی که به لطف خدای متعال دارم،پیش بینی میکنم که به لطف الهی ،به فضل الهی،به حول و قوه الهی،حضور مردم در این انتخابات  یک حضور دشمن شکن خواهد بود،و با این انتخابات خون تازه ای به پیکر انقلاب و کشور و نظام جمهوری اسلامی دمیده خواهد شد» امام خامنه ای

برای سلامتی و طول عمر باخیر و برکت حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای صلوات

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ساعت 20:22 |

اربعین و مرور مصائب عاشورا

اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیکر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم که حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون کودک غمگین و تمام حقیقت هایی که هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.

اربعینی با دختر کوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شکوه‌ها روانه کردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین کشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام کردیم.

کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....

در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است:

(و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله) : حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.

و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى کوتاهى نکرده و از اینجاست که امام حسن عسکرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.

آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است که مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌کند. و مؤمن واقعى کسى است که نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شرکت در هدف آن حضرت کوتاهى نورزد.

پیروان و دوستان امام حسین ‏علیه‏ السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند که جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت کرده است: «کسى که قومى را دوست دارد با آنها محشور مى ‌شود و کسى که عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد».

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ساعت 9:41 |

آشنایی که با او غریبه ایم

سعید ثعلبی همان رزمنده شجاعی است که این روزها به دلیل ضایعه شیمیایی و خس خس گلویش به ناچار از کپسول اکسیژن استفاده می کند.


به نقل از این رزمنده عزیز:

... قبل از مجروحیت ام، در عملیات بیت المقدس برای آزادی خرمشهر از ناحیه دست چپ زخمی شدم و یک بار دیگر دچار موج انفجار شده بودم، با این همه دوباره به جبهه برگشتم. سال 62 در عملیات خیبر شیمیایی شدم.

... سال 65 نیز در شلمچه دچار مجروحیت شیمیایی عامل گاز اعصاب شدم. عراقی ها بعد از این که فاو را گرفتند، می خواستند شلمچه را هم بگیرند که ما آنجا بودیم. برای همین هواپیماها آمدند و ده تا ده تا بمب های گاز اعصاب ریختند. ما توی سنگرمان بودیم، رفتیم ماسک زدیم اما دیگر فایده ای نداشت. سه نفر بودیم که هر سه تشنج کردیم... و ...

برای بهبود حال این رزمنده شیمیایی عزیز سه صلوات بفرستید.

ماهنامه فرهنگی، اجتماعی آشنا | نیمه دوم مرداد ماه 1390 | شماره 171

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ساعت 13:28 |

اهميت ماه محرّم و آداب ورود به ماه محرّم

در باب اهميت محرّم يک نکته ای هست: وقتی شما انتظارتون از خودتون در ماه محرّم بالا رفت و اين ماه رو ماه خدا ديدين و ماه تحوّل و تعالی، اين نگاه شما به ماه محرّم، ماه محرّم رو برای شما با برکت ميکنه. هر چه باور شما در ارتباط با اين مفهوم بالاتر بره، اين يعنی ظرف برای بهره برداری.

حرم امام رضا(ع) که ميرين، چه آمادگی روحيی دارين؟ وقتی رفتی، بگو من هرجوری هم که باشم، الان تحت تابش انوار مهربانه نگاه امام رضا(ع)هستم. با اين باور، يقيناً بيشتر گيرت مياد.

خدا با بندگانش اينجوری رفتار ميکنه. تفاوت آدمها توی همين اتفاقهای ظريفی است که در دلشون ميفته. روز قيامت، آدمها با نياتشون محشور ميشن. وقتی ميگی بريم انشاءالله امام رضا(ع) يه نگاهی هم به ما ميکنه، يعنی شک داری؟

ما همه اعضا و جوارحمون رو کنترل ميکنيم برای چی؟ برای اينکه دلمون رو از اين طريق کنترل کنيم. تمام اعمال و حرفهای ما، ميخوان يه اتفاق کوچکی در دل بيندازن. لذا بعضی اوقات، بايد بدونيم چکار ميخوايم بکنيم. بريم مجلس اهل بيت، بلکه باورمون يه ميليمتر بره جلوتر.

موقعی که ميخوای از دنيا بری، خدا ميسنجد تا ببينه چقدر از او ميترسی؟ مگر به او شک داری؟ آدم به هيکلش نيست، آدم به قلبشه. هزار تا عمل انجام ميده تا اون نوسان قلبی رو کنترل کنه.

اون عارف يه غيبت شنيد، گفت من 40 روز بايد کار کنم تا دلم به حال خودش برگرده. آدمی به اين دلشه. برو جلو توی اين بحث. ميخوای آدم تر باشی، بايد خيلی اين موضوع برات شفاف بشه. آدم تر شدن، خيلی بيشتر به فکر و خطورات ذهنی ربط داره.

تکليف خودت رو بدون. با چه دلی و با چه حضور قلبی وارد محرم شدی؟ باورت، نگاهت به محرّم چيه؟

ما درون را بنگريم و حال را ...... نی برون را بنگريم و قال را

نوسانات قلب عباس با ديگران چه تفاوتی ميکرد که باعث شد از ديگران متمايز بشه؟

اونوقت تو در طول 24 ساعت، هرچی به دلت خطور کنه محاسبه ميشه. اگر اهل مراقبتی، اين دل را مراقبت کن. علامه طباطبايی ميفرمودند: من گرسنه بودم، توی نماز شبم به دلم خطور کرد، فردا چکنم. از آن عالم نهيب آمد که تا حالا ما تو رو گرسنه نگذاشتيم.

نگاه ما به محرّم بايد تغيير کنه. محرّم، ماه مغفرت است. وای بر کسی که محرّم، کم گيرش بياد. محرّم، وقتی بی نماز مياد سينه ميزنه، اينقدر امام حسين بهش ميرسه. نمازخونها بايد چی بشن؟

اگه شب قدر، مقدّرات زندگی ما امضا ميشه، شب عاشورا شهادتنامه امضا ميشه.

حواسمون رو جمع کنيم...

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در چهارشنبه دوم آذر 1390 ساعت 21:0 |

معنای قناعت...!
امام علی علیه السلام می فرمایند:    خوش ترین زندگی ، زندگی با قناعت است.

     (( غررالحکم حدیث ، 2918 ))

   تعریف قناعت :

           قناعت صفتی است در مقابل حرص و طمع ، عُلمای اخلاق قناعت را اینگونه تعریف کرده اند : بهره وری از مال به مقدار نیاز وضرورت  ، قناعت مترادف با میانه روی در خرج کردن و هزینه نمودن مال برای خود وخانواده است ، قناعت حالتی است مابین افراط وتفریط یعنی حالتی است میان اسراف وسخت گیری در خرج کردن مال ، بر خلاف سخاوت که حالتی است میان اسراف و  بُخل زیرا سخاوت در مورد بخشیدن مال به دیگران است نه خرج کردن آن برای خود وخانواده ؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از جبرئیل در باره معنای قناعت می پرسند جبرئیل می فرماید :  قناعت آن است که انسان به آنچه از دنیا از راه حلال نصیبش می شود هر چند مقدارش کم باشد آن را کافی دانسته و از خدای خویش سپاسگزاری نماید ؛ اگر می خواهی  از جمله شاکرترین مردم باشید قناعت پیشه کن، اگر خواهان   خود سازی هستی قناعت را همت خود ساز ، از نشانه های خوشبختی در زندگی است و در روز قیامت حساب شخص قانع یقیناً  آسان خواهد بود .

   روش دست یابی به قناعت :

           زیاده طلبی و حرص در واقع یک نوع بیماری روحی بوده واز یک تحلیل غلط ذهنی ناشی می شود؛ برای درمان آن ابتدا باید تصور خودمان را اصلاح نمائیم.

   آثار مادی ومعنوی قناعت :

1-   آثار محسوس و مادی قناعت :  فردی که توانسته صفت قناعت را در خود نهادینه و ثابت کند بنا به فرموده     بزرگان دین ، چنین شخصی قطعاً دست آوردهای ارزشمند دیگری همچون عزتمند ی ، توانمندی ، عقلانیت ، آسایش و راحتی بدن ، عفت و پارسایی ، آزادگی ، آسودگی خاطر از ناحیه مردم ، نداشتن غم واندوه ، فراهم نمودن زندگی مطلوب و گوارا  را کسب خواهد نمود .

2-    آثار معنوی قناعت : قناعت از نشانه های پرهیز کاری و پارسایی شمرده شده است سر لوحه رضا وخشنودی خداوند متعال است، انسان را از ورطه خطر ناک حرص و طمع دور می سازد، سلامت دین را در پی دارد، از مهمترین اسباب اصلاح نفس شمرده می شود، نشانه خیر خواهی خدا نسبت به آدمی است، قناعت عبودیت و عبادت را در پیشگاه حضرت حق زیبا و نیکو جلوه می دهد و از علائم شرافت و بزرگی همت محسوب می گردد .

   نتیجه :

           قناعت نه به داشتن است و نه به نداشتن ! بلکه عنصر اصلی در مفهوم قناعت اکتفا نمودن به ضروریات زندگی است چنانچه اگر این خصوصیت در روان آدمی رسوخ کرده و ملکه او گردد دست آوردهای ارزشمندی از جمله آرامش روانی در دنیا و رستگاری و سعادتمندی در آخرت پیدا خواهد کرد ، از جمله مهمترین و مؤثرترین مبانی اصلاح الگوی مصرف در فرهنگ دینی ما قناعت است آموزه قناعت در بستر زندگی فردی وحتی اجتماعی در عین برخورداری و دارایی مهار مستحکمی بر افسار هزینه ومصرف می زند قناعت بیش از هر چیز و پیش از اینکه یک الگوی رفتاری باشد از بار معرفتی عمیق بر خوردار است حضرت علی علیه السلام می فرمایند : قناعت ناشی از معرفت نفس است، مؤمن خودرا از دیگران بی نیاز می داند چون الگوی رفتاری خود را قناعت قرار داده است و به همین علت بسیار عزیز و عزتمند است، مؤمن دامن پاک خویش را  به سیاهی های حرص وطمع آلوده نمی سازد...

 

به نان خشک قناعت کنیم و به جامه دلق /  که بار محنت خود به ز منت خلق...! 

        ((  سعدی علیه رحمه ))

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت 18:15 |

تهاجم فرهنگی دفاع فرهنگی می خواهد!

پس ازپیروزی انقلاب اسلامی وپس ازآنکه  مشخص شد این انقلاب چون انقلابهای دیگر  به هیچ قدرت شرقی یا غربی وابستگی نداردوحتی مقابله با این قدرتها پرداخته ودرصدد صدورانقلاب خود به دیگرکشورهای ستمدیده دارد،کسانی که ازاین طریق ضرر می دیدندتصمیم به مقابله باپیشرفت انقلاب گرفتند و تمام سعی خودراکردندتاحداقل ازافزایش قدرت این انقلاب ویانفوذ درقلوب جهانیان جلوگیری کنند،پس با توطئه های متفاوت ازجمله تحریم سیاسی،اقتصادی وتحمیل جنگی سخت به این نظام نوپا درصدد خشکاندن ریشه های آن برآمدند،امّازمانی که فهمیدند زور وجبرنمی تواند عزم این ملت سراپاعشق به انقلاب راکم کندباشیوه ای نووجدیدواردعمل شدند.

آنها که تمام تحریم ها رابرانقلاب متحمل ساخته بودند آغوش خودرابرای صادرکردن کالایی به سمت انقلاب باز کردندوبااشتهایی پایان ناپذیر این کالا رابه سمت انقلاب سرازیرکردند،کالایی بانام فرهنگ،اماچرا دشمنان این سخاوت رابه خرج دادندفرصتی مفصلتر و مجالی دیگر می پذیرد.

اماچرا این سخاوت راعزیزماتهاجم نامید!!؟زیرا این سخاوت بنایی رانابود می ساخت که هزاران سال بزرگان فرهنگ ودیانت مابرپاکرده بودند.بنایی که درست است که ازباد وآب درامان است ولی درمقابل کاخ سیاهی که بی فرهنگان ساخته اند شکننده است. فرهنگ امانتی است که به وسیله ی اجدادماغربال شده وبهترین آن به دست ما رسیده ، پس نیازی به مکمل یامددرسان ندارد.

اکنون باگذشت سی سال ازتولدانقلاب اسلامی هنوز دشمن ناامید نشده وبا تهاجم همه جانبه خود قصدبراندازی آن رادارد.

دراین جا این سوال مطرح می شود که چرابعضی هاسرخودراچون کبک زیربرف فرو برده اند ودرتوهمی عجیب نشانه های این تهاجم وسیع رانمی بینند؟این سوال وچندین سوال دیگرکه ذهن مارابه خود مشغول کرده است همچنان بی پاسخ باقی می ماند. ولی ماهمچون برداران خیبرآفرین خودبرخواسته ایم تادراین دفاع مقدس فرهنگی زمین وزمان رابرمهاجمان به فرهنگ لطیف خود تیره وتارکنیم.

ان شاالله ....

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در شنبه دوم مهر 1390 ساعت 18:46 |

فرارسیدن نیمه شعبان سالروز میلاد صاحب الزمان بر همگان مبارک باد

نیمه شعبان سرود زندگی است نیمه شعبان فرار از بردگی است

نیمه شعبان سلامی از خــــدا                      بر همه افراد شهر بنــدگی است

نیمه شعبان امیــــد خستگان       مقصدی‌برجاده‌های‌خستگی‌است

نیمه شعبان چو كالائی گــران نوبـر بـازارهـای كهنه‌گی است

نیمه شعبان چو حصنی استـوار                 قلعه‌ای با سردر همبستگی است

نیمه شعبان چنــان یك سرپناه   آخرین امید در بیچـارگی است

نیمه شعبان به سـان مشعــلی                   در افق‌های سیاه زندگــی است

نیمه شعبـان بـرای مسـلمـین  سـالـروز خلقت آزادگـی است

نیمه شعبان بـرای دین حــق بیرقی بر قلّـهء دلـدادگـی است

نیمه شعبان سر آغــاز فـرج                     برسپاه مسلمین آمــادگـی است

نیمــه شعبان بـه‌ سـان دشمنی  بهر بی‌دردیّ واشرف‌زادگی است

نیمه شعبان غدیر و بعثت است  جلوهء خم در كمال سادگی است

نیمه‌شعبان چو خورشیدی منیر                نوربخش عمر ظلمت دیدگی است

نیمه‌شعبان نه‌یك روزاست وبس  بلكه با تـاریخ در پیوستگی است

نیمه شعبان،خدا داند كه چیست  بر ثُـرائی قدر آن در تیرگی است

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ساعت 20:3 |

چند مطلب درمورد ماه شعبان...به مناسبت ماه شعبان

ماه شعبان، ماه هشتم از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
پیامبر فرمود:«شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»
پیامبر ماه شعبان را روزه می‌داشت و آن را به ماه رمضان وصل می‌کرد.

هنگامی که ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا می‌خواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه می‌فرمود:«هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در روز قیامت مشمول کرامت خود می‌گرداند و بهشت را برای او لازم می شمارد.»

به هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر شده است.
حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت امام حسین و امام علی بن الحسین و امام مهدی و حضرت ابوالفضل علیهم السلام است.

اعمال ماه شعبان

آن چند امر است :

اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ

دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روایات مستفاد مى شود که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هرکه هر روز از این ماه استغفار کند هفتاد مرتبه مثل آنست که هفتاد هزار در ماههاى دیگر استغفار کند .

سوّم: تصدّق کند در این ماه اگرچه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم حرام گرداند از حضرت صادق علیه السلام منقول است که از آن جناب سؤ ال کردند از فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان راوى عرض کرد یابن رَسول الله چه ثواب دارد کسى که یک روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست عرض کرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست فرمود تصدّق و استغفار هر که تصدّق کند در ماه شعبان حق تعالى آن را تربیت کند همچنانکه یکى از شما شتر بچّه اش را تربیت مى کند تا آنکه در روز قیامت برسد به صاحبش در حالتى که بقدر کوه اُحُد شده باشد

چهارم: در تمام این ماه هزار بار بگوید لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ که ثواب بسیار دارد از جمله آنکه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند .

پنجم: در هر پنجشنبه این ماه دو رکعت نماز کند در هر رکعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى که دارد از امر دین و دنیاى خود و روزه اش نیزفضیلت دارد و روایت شده که در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زینت مى کنند آسمانها را پس ملائکه عرض مى کنند خداوندا بیامرز روزه داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در خبر نبوى است که هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بیست حاجت ازحوائج دنیا وبیست حاجت ازحاجتهاى آخرت او را برآورد .

ششم: در این ماه صلوات بسیار فرستد.

منابع:
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 108؛ مفاتیح الجنان، ص 279

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 ساعت 14:48 |

عید بزرگ مبعث بر شما مبارکباد

بی تاب از حرارت تکلیم، از قله «نبوت» باز می گردد.

آنک ندای «اقرأ باسم ربک الذی خلق» در جانِ روشن پیامبر صلی الله علیه و آله طنین انداخته است .

قرآن، بر قلب مبارک پیامبری نازل می شود که امین وحی است و دلسوز مؤمنان...

مردی از نسل ابراهیم، به پیامبری مبعوث می شود تا دیگر بار کعبه را از آلایش بت ها پاک سازد.

پیامبری می آید تا تجلی رحمتِ خداوند باشد.

پیامبری بی تاب از کوه فرود می آید که جبرئیل را در افق روشن دیده است.

پیامبری که در رساندن پیام وحی به مردمان دریغ نمی ورزد.

آن گاه، محمّد رسول اللّه در عرش طنین می اندازد:

یا محمّد!

خداوند چه قدر تو را دوست می داشت که افلاک را به خاطر تو آفرید.

ای که جان پاکت، زحمت درس و مشق نبرد بود و قلبت لوحِ محفوظ علم الهی.

آری! «هو الذی بعث فی الامیّین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین»

سلام بر تو ای پیامبر که بشر را از گمراهی آشکارش نجات دادی و در راه هدایت خلق خدا، به جان کوشیدی و احکام شریعت خداوند را برقرار ساختی!

سلام بر تو که آیین یکتاپرستی را احیا کردی! و خدا را سپاس می گوییم که پیامبری چون تو را برای ما فرستاده است.

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در چهارشنبه هشتم تیر 1390 ساعت 19:27 |

نشنواز نی نی نوای بی نواست

                                               بشنو از دل دل حریم کبریاست

نی که سوزد خاک وخاکستر شود

                                             دل که سوزد خانه دلبر شود

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در سه شنبه هفتم تیر 1390 ساعت 11:58 |

گذری اجمالی بر شرح زندگی سردار شهید احمد کبیری سامانی

شهید احمد کبیری

 

 

 

 

 

شهید احمد کبیری
تاریخ تولد:1337
محل تولد:سامان
تاریخ شهادت:1361/1/2
محل شهادت:جبهه شوش
مسئولیت:فرمانده گردان تخریب تیپ17 علی ابن ابیطالب(ع)

در بهمن ماه 1337 در یکی از شهرهای استان چهارمحال بختیاری به نام سامان ودر خانواده ای متدین و مستضعف دیده به جهان گشود. پس از طی دوران کودکی با علاقه ای خاص وارد دبستان دهقان سامانی شد. دوره تحصیلات ابتدایی وراهنمایی را با موفقیت به پایان رساند وخود را برای دبیرستان آماده می کرد که در مهرماه 1351 مادرش را از دست داد . این حادثه اثری عمیق بر او نهاد.
روزها به سرعت می گذشت و شهید سه سال پایان تحصیل خود را در تهران گذرانید. در تابستان ها برای فراهم نمودن کمک هزینه تحصیلی در رشته برق کاری به کار می پرداخت .وقتی انقلاب پرشکوه اسلامی به رهبری خمینی بت شکن در سال 1357 به اوج خود رسید ، احمد بی درنگ به صف مبارزان پیوست.اودر این دوران سهم به سزایی ایفا نمود. با باز شدن مدارس تظاهرات و اعتصابات شدت می گرفت و او تمام اوقاتش را در فعالیت بر علیه رژیم به سر می برد . در شب حمله به نیروی هوایی از طرف مزدوران گاردشاهنشاهی، به کمک برادران نیروی هوایی شتافت و در درگیری های 22 بهمن نقش مهمی به عهده داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی تحصیلات خود را ادامه و در رشته اقتصاد دیپلم گرفت. با اخذ دیپلم به سامان بازگشته و با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت سپاه درآمد و با گذراندن دوره های مختلف آموزشی در تهران در واحد آموزش سپاه خدمت خود را شروع نمود.

احمد کبیری سامانی ، از تبار هابیل، ابراهیم(ع)، موسی(ع) و محمد (ص) و حسین (ع)بود و حسین گونه در کربلای ایران زمین در عاشورای دوم فروردین 1361 لبیک گویان به دیار حسین شتافت و در حمله فتح المبین بلندترین قله انسانیت را پیموده و شربت گوارای شهادت را نوشید...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 ساعت 10:36 |

فرهنگ بسیجی و بسیج فرهنگی

یکی از ثمرات بسیج فرهنگ سازی آن می باشد، همان فرهنگی که از آن با عنوان فرهنگ بسیجی نام برده می شود. این فرهنگ دارای خصایصی است که مهم ترین آن کار با نیت پاک و صادقانه برای رضایت الهی می باشد. مردمداری، ولایی بودن، دل نبستن به زخارف دنیا، جناحی فکر نکردن، استفاده از همه ظرفیت ها و دشمن شناسی، از ویژگی های این فرهنگ متعالی می باشد.
این فرهنگ به دلیل صبغه مردمی و الهی خود توانسته است به صورت ویژه ای فراگیر شود، به طوری که امروز موج تفکر بسیجی نه تنها در دانشگاه، مدرسه، کارخانه، مسجد و ق توانسته است انگیزه های تلاش را مضاعف کند بلکه موج این فرهنگ به بیرون از مرزها نیز گسترش پیدا کرده است.
در اینجا نویسنده مقاله قصد ندارد به تبیین این فرهنگ بپردازد، چرا که فرهنگ بسیجی بیش از این که در دایره گفتار و نوشتار متجلی شود در مدار عمل باید تلالو پیدا کند و اساسا فرهنگ بسیجی فرهنگ عمل و تکلیف می باشد.
همانطور که امروزه حقیقتی به نام فرهنگ بسیجی داریم که می تواند تحول آفرین باشد و راهکار نجات کشور از هر بحرانی این فرهنگ ارزشی می باشد، باید از بسیج فرهنگی نیز نام ببریم.
امروز دیگر توپخانه دشمن و ناوها و موشک های کروز نمی تواند تهدیدی برای ما باشد چرا که زمان، زمان جدیدی است و رقابت و جدال به عرصه فرهنگ و تسخیر قلوب و دل ها کشیده شده است. بسیج فرهنگی در این حوزه نیاز امروز ما است.
دیروز بسیج در عرصه نظامی نجات بخش ایران شد و امروز این فرهنگ باید در حوزه منش و رفتار ما متبلور شود. منظور از فرهنگ، تلقی اعم از فرهنگ می باشد؛ همان فرهنگی که با آن زیست می کنیم و در یک رفتار دوسویه از آن مت
مدیریت کلان فرهنگی کشور و دستگاه های مسئول باید نسبت به فراگیر کردن این روحیه برنامه عملی ارایه کند، چرا که تنها فرهنگ نجات بخش کشور، فرهنگ بسیجی است و باید عقب ماندگی در این حوزه را با یک بسیج فرهنگی جبران کرد.
خوب است مدیران تصمیم گیر در عرصه فرهنگ، برنامه خود را ارایه کنند و به مردم بگویند چه طرح عملی برای فراگیر کردن این روحیه داشته اند.
نگارنده به این واقعیت، سخت معتقد است که بسیجیان با الهام از امام و آقا، خود به بهترین نحو پاسداران فرهنگ خودی و انقلابی خویش خواهند بود، اما این انتظار را از دستگاه های فرهنگی کشور خود دارند که چرا اقدامی بسیجی برای تعالی و اصلاح و هدایت فرهنگ عمومی انجام نمی دهند؟
شاید اگر امروز دیر بجنبیم فردا دیر باشد. بسیج فرهنگی ضرورت ایران امروز است. پاک ترین انسان ها بسیجیان و ناب ترین فرهنگ ها فرهنگ بسیجی است، پس در فراگیر کردن این فرهنگ بکوشیم.

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 ساعت 20:47 |

زندگی نامه روحانی متفکر و اندیشمند شهید استاد مطهری

شرح مختصر زندگانی مولف شهید
استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی


می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال ۱۳۳۱ در حالی که از مدرسین معروف و از


امیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی

کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد. به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال ۱۳۴۶ به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال ۱۳۴۹ علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.
اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال ۱۳۵۵ موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند.
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 ساعت 12:48 |

نتیجه محبت به امام زمان(عج)

 

برای انتظار حضرت ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف)، باید پیمانه‏ مودت خویش را از نور موالات و دوستی خاندان پاکی‏ها (معصومان علیهم السلام) سرشار کرد.

«و ان تملا ... مودتی نور الموالاة لمحمد و آله.»(1)

زیرا در سایه‌سار فرهنگ «موالات‏» پاکان و پاکی‏ها همه‏ مفاسد دنیوی ما در حوزه‏های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اصلاح می‏گردد:

«بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا.» (2)

واژه‏ «موالات‏» دارای ‏دو مفهوم است. این دو معنا، مانند دو رکن همراه با هم، معنابخش ماده‏ «موالات‏»‌اند. واژگان «دوستی‏» و «پیروی‏» با هم، «موالات‏» را در ذهن‏ها به تفسیر تصویر می‏کشند.

«موالات‏» به حکم باب «مفاعله‏»، امری است متقابل، یعنی ما شیعیان، خاندان اهل‏بیت را دوست می‏داریم و از آنان اطاعت می‏کنیم، و آنان نیز ما را دوست داشته و توسلات و تقاضاهای ما را اجابت کرده و ما را شفاعت می‏کنند.

سید ابن طاووس (رحمة الله) می‏گوید: سحرگاهی، در سرداب مقدس حضرت در سامره، نوای آن عزیز را شنیدم که می‏نالید و می‏فرمود:

«اللهم! ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا، و بقیة طینتنا؛

پروردگارا! شیعیان ما، از پرتو انوار ما خلق شدند و از زیاده‏ گل ما سرشته گردیدند.» (3)

ابو ربیع شامی می‏گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: از عمر و بن اسحاق، حدیثی نقل شده که:

دخل علی امیرالمؤمنین علیه السلام فرای صفرة فی وجهه. قال: ما هذه الصفرة؟ فذکر وجعا به . فقال له علی علیه السلام، انا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم، و نمرض لمرضکم، و ندعو لکم، فتدعون فنؤمن. قال عمرو: «قد عرفت ما قلت، و لکن کیف ندعو فتؤمن؟» فقال: «انا سواء علینا البادی و الحاضر.» فقال ابو عبدالله علیه السلام: «صدق عمرو .»(4)

فردی به حضور امیر مؤمنان رسید و حضرت، در صورت او، زردی مشاهده کرد. فرمود:

این زردی چیست؟ گفت که دردی دارد. حضرت فرمود: «ما، با شادی شما، شاد می‏شویم، و از غم شما اندوهناک، و از مریضی شما مریض می‏گردیم، و برای شما دعا می‏کنیم، پس شما هم دعا می‏کنید و ما آمین می‏گوییم.»

عمر و گوید: گفتم: «آنچه فرمودی، فهمیدم، اما چگونه بر دعای ما آمین می‏گویید؟

فرمود: «برای ما، مسافت دور و نزدیک فرقی ندارد.» امام صادق علیه السلام فرموند: «عمرو، راست گفت.»

به خوبی مشاهده می‏شود که موالات، دو طرفی است و از روایات استنباط می‌شود که آن امام عزیز، با محبت ‏خروشان خود، به شعیان خود نظر دارد. مگر نه آن است که یوسف گمشده، «رحمت موصوله‏» (5) و مهر بی کران و رحمت پیوسته‏ الهی است .

امام صادق علیه السلام می‏فرمایند:

«خداوند، رحمت کند بنده‏ای که ما را نزد مردم محبوب کند و ما را در معرض دشمنی و کینه‌توزی آنان قرار ندهد. همانا، به خدا سوگند، اگر سخنان زیبای ما را برای مردم روایت می‏کردند، به سبب آن، عزیزتر می‏شدند و هیچ کس نمی‏توانست‏ بر آنان وصله‏ای بچسباند، ولی یکی از آنان کلمه‏ای را می‏شنود، پس ده کلمه از پیش خود بر آن می‏افزاید.» (6)

 

آری پیمانه‏ مودت و دوستی را باید از نور موالات محمد و آل محمد، سرشار و سرریز کرده که اجر زحمات رسول و پاداش رسالت آن سترگ است همچنان که در آیه چنین آمده است: «لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی‏»(7)؛ برای رسالتم هیچ اجر و مزدی از شما نمی‏خواهم مگر دوستی اهل بیتم و در آیه دیگر چنین آمده که: «و ما اسالکم من اجر فهو لکم‏»(8)؛ سود و ثمره‏ این محبت و علاقه، به خود ما باز می‏گردد و ما را به پاکان و پاکی‏ها وصل می‏کند و به اوج و رفعت می‏کشاند و اینگونه است که «فائز» می‏شویم: «فاز الفائزون‏» بولایتکم (9) در سایه‏ ولایت پاکان است که رستگاران، به رستگاری دست ‏یافته‏اند و از «ذلت ‏خوض و فرو رفتن‏» به «عزت فوز و سر بر کشیدن‏» نائل گشته‏اند . در آیه‏ای دیگر می‏خوانیم:

«ما اسالکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» (10)؛ فقط، از کسانی که بخواهند راه را بیابند و حرکت کنند، رسول، مزد رسالت را می‏خواهد. در دعای ندبه نیز آمده است:

«فکانوا هم السبیل الیک و المسلک الی رضوانک» (11)؛ همانا تنها، این خاندان راه به سوی خدا هستند و طریقه‏ کسب رضوان اویند.

در سه آیه یاد شده سخن از آن است که اجر و پاداش رسالت ‏حضرت محمد صلی الله علیه و آله:

الف) مودت امت

ب) آن اجر، برای خودتان است

ج) آن اجر، فقط از آن کسی است که خواسته باشد راه یابد.

این عاطفه‏ سرشار است که می‏تواند به گام‏های ما، توان دهد و آن را در «سبیل‏» و راه خدا همراه با ثبات و استواری، به حرکت و جریان بیندازد، و با این محبت ‏به حجت‏ خدا است که با تمام وجود، نجوا می‏کنیم:

«السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک‏» (12)؛ تو ای حجت ‏خدا! - تنها راه هستی و من، سرشار از عشق تو هستم و با تو آغاز می‏کنم و با تو ادامه می‏دهم و تنها، تو، شفیع و همراه من، در آغاز و در ادامه هستی. (13)

راستی، کبوتر دل من، در کدامین آسمان باید پرواز کند و در کدامین آستان باید آشیانه گزیند؟ جز آسمان پاکی‏ها که راه نجات و سعادت و رشد مرا به همراه دارد و آستان پاکان، که پناهی مهربان و دل سوز، راهی هست؟

تو، آگاه به تمامی راه هستی و آزاد از تمامی جاذبه‏ها؛ تو، خلق را برای خدا می‏خواهی و در جهت او به حرکت می‏داری و آنان را به قله‏های «قرب‏» و «رضوان‏» رهنمون می‏سازی. (14)
|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در چهارشنبه دهم فروردین 1390 ساعت 20:48 |

یک جمله از معلم شهید مهدی رجب بیگی ...

«خدايا پرواز را به ما بياموز تا مرغ دست آموز نشويم و از نور خويش آتش در ما بيفروز تا در سرماي بي‌خبري نمانيم. خون شهيدان را در تن ما جاري گردان تا به ماندن خو نکنيم و دست آن شهيدان را بر پيکرمان آويز تا مشت خونينشان را برافراشته داريم. خدايا چشمي عطا کن تا براي تو بگريد، دستي عطا کن تا داماني جز تو نگيرد، پايي عطا کن که جز راه تو نرود و جاني عطا کن  که براي تو برود.»

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ساعت 11:59 |

یک جمله از شهید

   « خدايا کمکم کن تا پايم نلرزد و هدايت کن گلوله‌هاي آتشين مرا تا بر سينه دشمنانت فرود آيند و هنگامي که صلاح تو در آن بود که جان ناقابل اين حقير تقديم گردد، مهدي (عج) را بر بالينم فرست که سخت محتاج اهل بيت هستم. خداوندا درد تير و ترکش و خمپاره را تحمل خواهم کرد، اما اندوه خميني را هرگز.»     

شهيد حسن رئوفي فريماني

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در پنجشنبه هفتم بهمن 1389 ساعت 17:5 |

برای آمدنت زود هم دیر است!!!

برای آمدنت زود هم دیر است.
گفتند یار سفر رفته باز میرسد
بیش از هزار سال گذشت وخبر نشد
یعقوب وار این پدر پیر روزگار
چشمش به راه ماند و خبر از پسر نشد .
کجاست آن یار سفر کرده آن مسافر غریب در کدامین سرزمین منزل دارد ودر کدام دیار مأوا؟
کجاست او که واسطه فیض است و حبل المتین فرزند فاطمه است واز سلاله پاک حسین؟
کجاست ابر مرد تاریخ آن یگانه دوران و منجی نسل انسان ؟
دیر زمانی است که چشم در راهیم و به انتظار مقدمش ثانیه شمار لحظه ها .
پس چرا نمی آید ؟
چرا نسیم وصال نمی وزد وفصل خزان نمی رود ؟ چرا فرقت و هجران رخت بر نمی بندد و روزگار رهایی سر نمی رسد؟
نکند ،نکنداین به دراز کشیدن ایام هجر از ما باشد؟ اندکی فکر کمی اندیشه،آری! این به تأخیرافتادن ها از ماست،از ما واز کرده ها
ونکرده های ما،از ما واز فعل و عمل ما . مگر راه به بیراهه رفته ایم که نوای حضرتش را فراموش کرده ام آن جا که فرمود: ما را از
شیعیان دور نگه نمی دارد ،مگر رفتارهای آنان که به ما میرسد ودور از انتظار است . مگر یقین نداریم که اوآمدنی است وبرای آمدنش
باید مهیا شد . مگر باور نداریم که او «بهار زندگی » و«پدری مهربان » وآن هم پدری مهربان تر از هر مادری است . مگر شک کرده ایم
که او واپسین نشانه خدا روی زمین و واسطه فیض از سرچشمه زلال الهی است .
آری باید به پا خاست . چشم ها راشست و در راه کسب معرفت حقیقی گام نهاد . معرفتی که اگراز آن غافل شویم ، به مرگ جاهلیت دچار خواهیم
شد. باید که عزم را جزم کرد ومشتاقانه با فعل وعمل زمینه های ظهورش را مهیا ساخت .
باید عهدی بست، عهدی از جنس عشق ووفا که دست در دست هم در ظل توجهات وعنایات مولا معارف مهدوی را فرا گرفته ، در گسترش این
فرهنگ لحظه ای غفلت نورزیم ..بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد
بخوان دعای فرج را وعافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج رابه یاد خیمه سبز
که آخرین گل سرخ از همه خبر دارد

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در یکشنبه بیست و ششم دی 1389 ساعت 11:32 |

فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سالار شهیدان بر همگان تسلیت باد

سلام بر حسين(ع) و بر علي پسر حسين(ع) و بر فرزندان حسين(ع) و بر اصحاب حسين(ع). «السلام علي الشيب الخضيب» و سلام بر محاسن به خون آغشته. سلام بر سرهاي بي بدن و بدن هاي بدون سر. سلام بر صورت هاي خاك آلود و سلام بر لب هاي تشنه و سلام بر...
آري اين سلام ها بر كساني است كه حماسه عاشورا را رقم زدند و رسم بندگي و عاشقي را به ابناي بشر تا روز قيامت آموختند. كربلا در روز عاشورا صحنه رويارويي حق و باطل بود. رويارويي حق و باطل تا روز قيامت ادامه خواهد داشت و بر همين اساس حضرت امام محمدباقر(ع) فرمودند: «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» بنابراين بايد بدانيم كه من و تو و در نهايت همگي در صحنه نبرد حق و باطل حضوري گريزناپذير داريم. شيعيان و آنان كه مقتداي شان در دفاع از حق سيدالشهداء(ع) است، همواره اين فراز از زيارت عاشورا را زمزمه مي كنند كه: «يا اباعبدالله اني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم الي يوم القيامه» اين شعار پرمغز و محتوا يادگاري از رسول خدا(ص) است كه درباره علي(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسين(ع) فرمود: «انا حرب لمن حاربهم و سلم لمن سالمهم» براساس اين شعار برخاسته از شعور، در صحنه نبرد حق و باطل، محبت بي برائت و برائت بي محبت جايگاهي ندارد. اگر قبول داريم كه سرزمين زندگي ما كربلا و هر روز ما عاشوراست، بايد بدانيم كه براساس آموزه عاشورا، لعن و سلام، دوستي و دشمني، سازش و ستيز، برائت و محبت، صلابت و لطافت و مهر و قهر با هم عجين شده و حاصل آن مي شود عاشق حسين. اگر مي خواهيم رستگار گرديم، بايد عاشورايي شويم. بايد از حق دفاع كنيم و با باطل بجنگيم. مكتب حسين(ع)، مكتب عشق است و لشكر او لشكر مخلص خدا است. براي عاشورايي شدن بايد وارد اين مكتب شد و در لشكر مخلص خداوند ثبت نام كرد. بايد زير پرچم حسين(ع) قرار گرفت تا در صف يزيديان نباشيم. بايد بدانيم كه صف سومي به نام صف بي طرف وجود ندارد. اگر به فرموده امام معصوم اعتقاد داريم كه فرمود:«كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا»، در كربلا دو جبهه و دو صف بيشتر وجود نداشت. افراد يا حسيني بودند يا يزيدي. چه كنيم كه حسيني باشيم.

جبهه حسين زمان را بشناسيم و در آن قرار گرفته و از آن دفاع كنيم. يزيديان زمان را شناخته و با آنان مقابله كنيم. براي عمل و پايبندي به آن فراز از زيارت عاشورا كه مي گوييم: «اي اباعبدالله من تا روز قيامت، با هر كه در صلح با شماست در صلحم و با هر كه در جنگ و نبرد با شماست در جنگ و نبردم»، بايد جبهه امروزي را بشناسيم. چه زيبا حضرت امام خميني(ره) راه ورود به مكتب حسين(ع) را به نسل امروز نشان داد. هم او بود كه از بسيج با عنوان «مدرسه عشق»، «لشكر مخلص خدا» و «ميقات پابرهنگان» ياد كرد تا به تمام كساني كه قصد عاشورايي شدن و عاشورايي ماندن دارند، راه نشان دهد.
امام(ره) به آنچه در وصف بسيج گفت اعتقاد راسخ داشت. بسيج و بسيجيان را به گونه اي مي ديد كه آرزو داشت در صحراي محشر با آنان محشور گردد. حضرت امام خميني(ره) با آن همه مقام علمي و عرفاني و... فرمود: «در اين دنيا افتخارم اين است كه خود يك بسيجي ام.» آري حضرت امام(ره) بسيجي شدن و بسيجي ماندن را در واقع عاشورايي شدن و عاشورايي ماندن مي دانست. بسيجي كسي است كه زير پرچم ولايت كه در امتداد ولايت الهي است قرار گرفته و از حق در برابر باطل دفاع مي كند. پس بسيجي يعني عاشورايي و عاشورايي يعني بسيجي و بسيجي يعني آنكه با اخلاص خود فقط با خداوند معامله مي كند و بسيجي يعني آنكه با بصيرت خود راه گم نكرده و قدرت تشخيص جبهه حسين از جبهه يزيد را در هر زمان دارد. آري بسيجي، يعني همان كه عاشورايي است، قدرت شناخت ابن زيادها، عمرسعدها، شمربن ذي الجوشن ها، طلحه ها و زبيرهاي زمان خود و تمامي كساني كه با پرده نفاق داعيه حق طلبي دارند را به خوبي مي شناسند. بنابراين اگر مي خواهيم عاشورايي باشيم، بسيجي باشيم و گوش به فرمان؛ گوش به فرمان هم او كه ولايت و امامتش در امتداد ولايت و امامت حسين(ع) است و اكنون به نيابت از امام زمان(عج)، ولايت جامعه اسلامي را برعهده دارد.

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 ساعت 20:34 |

به ياد آرزوهايم سكوتي مي كنم بالاتر از فرياد ...    

به ياد اشكهايت خنده اي سر مي دهم  بالاتر از هر داد ...

به ياد صوت زيبايت نشينم در خلوتي سرد ...     

به ياد چشمهايت نگه مي كنم هر آينه بر چشم هر خورشيد ...

به ياد عطر موهايت  بو مي كنم عطر گلهاي بهاري را  ...            

 به ياد آن همه پاكي آن همه اميد مي جويم دلم را در بوته اي نرم با احساس

به ياد آنروز كه افتادي در دلم جانم   

دلم  را مي دهم بر دست هر ديوانه ي  رسوا

به ياد روي ماهت اي گل زيبا  

شوم كوهي و تكيه خواهم كرد بر امواج درياها

شود روزي كه آيي پيش يك  ياور تنها    

تو اي زيبا عزيز من نفس در هر نفس هر لحظه بي پروا

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در جمعه بیست و هشتم آبان 1389 ساعت 11:58 |

چرا شهادت‌؟

چه‌ بسا براي‌ بي‌ خبران‌ از عشق‌ و عاشقي‌ و مستي‌ اين‌ پرسش‌ پيش‌ مي‌آيدكه‌ راز اين‌ شوريدگي‌ عاشقان‌ شيدايي‌ مقرّبان‌ چيست‌؟ بار ديگر در كلام‌علي‌(ع) غوطه‌ مي‌خوريم‌ تا از بحر حكمت‌ او درّي‌ بيرون‌ آورده‌، از آب‌حيات‌ كلامش‌ جرعه‌اي‌ بنوشيم‌. ابتدا زندگي‌ و مرگ‌ و دنيا و آخرت‌ را از ديدعلي‌ معنا مي‌كنيم‌ تا اشتياق‌ او را براي‌ شهادت‌ بهتر دريابيم‌.

ايها الناس‌، انَّما الدنيا دارُ مجاز والا´خره دارُ قرار...؛ اي‌ مردم‌، جزاين‌ نيست‌ كه‌ دنيا سراي‌ گذر است‌ و آخرت‌ جاي‌ قرار ماندن‌. پس‌، ازگذرگاه‌ براي‌ قرارگاهتان‌ توشه‌ برگيريد و نزد كسي‌ كه‌ اسرارتان‌ رامي‌داند، پرده‌دري‌ مكنيد. و اخرجوا من‌ الدنيا قلوبكم‌ من‌ قبل‌ أن‌تُخرَج‌َ منها ابدانكُم‌؛ دل‌هاتان‌ را از دنيا خارج‌ كنيد پيش‌ از آن‌كه‌بدن‌هايتان‌ را از آن‌ بيرون‌ برند. دنيا محل‌ آزمون‌ و ابتلا است‌ و خلق‌شما براي‌ آخرت‌ بوده‌ است‌. 
... اهل‌ دنيا چون‌ كارواني‌ هستند كه‌ در آن‌ فرود آمده‌اند و ناگاه‌جلودارشان‌ بر آنان‌ بانگ‌ مي‌زند و آنان‌ را به‌ كوچ‌ فرا مي‌خواند.    
بدان‌ كه‌ تو براي‌ آخرت‌ آفريده‌ شده‌اي‌ نه‌ براي‌ دنيا نيستي‌ نه‌ براي‌هستي‌ و براي‌ مردن‌ نه‌ براي‌ زندگاني‌. بدان‌ كه‌ كه‌ در مقام‌ كوچ‌ و درسراي‌ موقت‌ و در راه‌ به‌ سوي‌ آخرت‌ هستي‌. تو رانده مرگي‌ كه‌گريزنده‌ از آن‌ رهايي‌ نمي‌يابد و جوينده‌، آن‌ را از دست‌ نمي‌دهد وناچار مرگ‌ او را درمي‌يابد.

علي‌ (ع) از انسان‌ها مي‌خواهد ماهيت‌ فناپذير دنيا را عميقاً درك‌ كنند وبراي‌ رهايي‌ از تنگناي‌ حيات‌ِ مادي‌ راهي‌ برتر برگزينند. برترين‌ انتخاب‌ انسان‌براي‌ پاسخ‌ به‌ نيازها و تمايلات‌ دروني‌ مرگ‌ سرخ‌ است‌. حضرت‌ در باره لزوم‌تهيه توشه سفر آخرت‌ مي‌فرمايد:

تجهزوا ـ رحمكم‌ الله ـ فقد فيكم‌ بالرحيل‌...؛ خدا شما را بيامرزد!وسايل‌ سفر را آماده‌ نماييد كه‌ بانگ‌ الرحيل‌ را بر شما زده‌اند. ماندن‌در دنيا را كم‌ پنداريد و با توشه شايسته‌ سوي‌ خدا بازگرديد؛ زيرامقابل‌ شما گردنه‌هاي‌ هولناك‌ و منازل‌ ناهمواري‌ است‌ كه‌ از ورود وتوقف‌ در آن‌ها ناگزيريد.

علي‌(ع) ما را به‌ دل‌كندن‌ از وابستگي‌مي‌خواند و از دنيازدگي‌ بر حذر مي‌دارد.

دنيا در چشم‌ علي‌، از استخوان‌ بي‌ گوشت‌ خوك‌ در دست‌ بيمار مبتلا به‌خوره‌ خوارتر است‌. او دنيا را چنين‌ خطاب‌ مي‌كند:

اي‌ دنيا؛ اي‌ دنيا؛ از من‌ بگذر! آيا خود را به‌ من‌ عرضه‌ مي‌كني‌ و مي‌نمايي‌؟يا به‌ من‌ شوق‌ داشته‌، مرا خواهاني‌؟ چه‌ دور است‌ آرزوي‌ تو! ديگري‌ رابفريبد كه‌ مرا به‌ تو نيازي‌ نيست‌. تو را سه‌ طلاقه‌ كرده‌ام‌ كه‌ در آن‌ بازگشتي‌نمي‌باشد. پس‌ زندگاني‌ تو كوتاه‌ و اهميت‌ تو اندك‌ و آرزوي‌ تو پست‌است‌. آه‌ از كمي‌ توشه‌ و درازي‌ راه‌ و دوري‌ سفر و سختي‌ ورودگاه‌.

مولاي‌ متقيان‌ از همه انسان‌ها مي‌خواهد جز سعادت‌ جاودانگي‌ راهي‌برنگزينند و با كردار خود بر مرگ‌ پيشي‌ گيرند:

با كردارتان‌ بر مرگ‌هاي‌ خود پيشي‌ گيريد؛ زيرا شما گروگان‌ چيزي‌هستيد كه‌ از پيش‌ فرستاده‌ايد. 
بخريد چيزي‌ را كه‌ براي‌ شما باقي‌ مي‌ماند نه‌ آنچه‌ كه‌ از كفتان‌ مي‌رود.

مگر نه‌ آن‌ كه‌ خدا فرموده‌ است‌: ان‌ الله اشتري‌ من‌ المؤمنين‌ انفسهم‌. كدام‌معامله‌اي‌ از داد و ستد با خداوند نيك‌تر و پرسودتر است‌؟! پس‌ شايسته‌ است‌انسان‌ دل‌ به‌ درياي‌ حق‌ جويي‌ سرپارد، جرعه‌ جرعه‌ شراب‌ عشق‌ نوشد وجانش‌ را به‌ خريدار حقيقي‌ فروشد تا حيات‌ جاوداني‌ كسب‌ كند و در جوارحق‌ آرام‌ گيرد. بنابراين‌، شهيدان‌ برترين‌ معامله‌ را انجام‌ مي‌دهند. در نگاه‌ امام‌علي‌ (ع) مهم‌ترين‌ انگيزه‌هاي‌ شهادت‌طلبي‌ عبارت‌ است‌ از:

الف‌) شوق‌ به‌ لقاء الله

ب‌) زندگي‌ راستين‌

ج‌) بزرگي‌ روح‌ و بدي‌ زمانه‌

د) دل‌ بريدن‌ از دنياي‌ فاني‌ و دل‌ بستن‌ به‌ حقيقت‌ باقي‌

و) اجراي‌ حق‌ و احياي‌ اسلام‌

ان شاء الله ادامه دارد...

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در جمعه چهاردهم آبان 1389 ساعت 10:19 |

جنگ...
جنگ ایران و عراق یکی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اکنون ...
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ساعت 11:23 |

هفته دفاع مقدس گرامی باد

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ساعت 19:51 |

جای پای یار...

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ساعت 19:49 |

فرا رسیدن هفته دفاع مقدس گرامی باد

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389 ساعت 19:48 |

هفته دفاع مقدس گرامی باد

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389 ساعت 20:56 |

جای پای یار...

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389 ساعت 20:54 |

هفته دفاع مقدس گرامی باد

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389 ساعت 20:50 |

شهدای دفاع مقدس

 

یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس گرامی باد

شادی روحشان صلوات

|+| نوشته شده توسط عاشقان شهادت در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389 ساعت 20:49 |